قنادی فرد تهران
در چالوس یک نصفهدکان اجاره کردیم؛ شبها را هم در مسافرخانه میخوابیدیم. حسن، چیزهایی از قنادی میدانست و میتوانست گز درست کند. هرطور بود یک پاتیل فراهم کردیم؛ مواد اولیه را هم نسیه گرفتیم؛ همان صاحب مسافرخانه ضامن ما شد، آرد و شکر و مغز بادام و غیره را تهیه کردیم؛ خلاصه دکان را با دست خالی راه انداختیم. اول