آگهی بیست‌وپنج فرانکی

از برلین رفتیم پاریس، شهرداری مرکزی. شهردار آن‌جا آدم بسیار خوش‌برخوردی بود و بسیار محترمانه از ما پذیرایی کرد؛ مرد بزرگی بود که بعدا رئیس‌جمهور شد. در دیدار با او هم همان پرسش‌وپاسخ به راه بود و هرکس به قدر تشخیص و اطلاعات خودش سوالی مطرح می‌کرد. من ابتدا از او خواستم نمونه‌ای از روش‌های وصول عوارض در آن‌جا را بگوید؛ گفت «مثلا اگر یک مغازه‌دارِ برِ خیابان بخواهد برای فروش مغازه‌اش آگهی بچسباند پشت شیشه، باید بیست‌وپنج فرانک بدهد»؛ این رقم به نظر من خیلی زیاد بود و دستگیرم شد که در آن شهر عوارض بسیار زیاد است. بعد از آن پرسیدم «بزرگ‌ترین مشکل شما با شهروندان چیست؟» کمی فکر کرد و پاسخ داد «بزرگ‌ترین مشکل ما حفظ بافت شهر است؛ در شهر ما اکثر ساختمان‌ها قدیمی است و ما سعی می‌کنیم این بافت قدیمی را حفظ کنیم، اما شرکت‌های خیلی بزرگ می‌آیند و یک محله یا بلوک را می‌خرند و بعد تقاضای تجدید ساختمان می‌کنند؛ ما اجازه‌ی این کار را نمی‌دهیم، اما آن‌ها از جاهای مختلف مثل روزنامه‌ها و امثال آن فشار می‌آورند و این درگیری ایجاد می‌کند؛ حفظ بافت قدیمی شهر و مساله‌ی ساخت‌وساز بزرگ‌ترین مشکل ماست».