خشت خام

فایل صوتی

  •  سخن‌گفتن هنر است، علم نیست؛ انسان باید هنر سخن‌گفتن را بداند تا بتواند در گفت‌وگو محبت مردم را جلب کند.
  • یک‌روز برای کسی تعریف می‌کردم که وقتی به پدرش گفته بودم «تو هزار حسن داری و یک عیب؛ از بدهکاری نمی‌ترسی. من عیب زیاد دارم و یک حسن؛ از بدهکاری می‌ترسم».
  • یک وقتی یک‌نفر که ورشکست شده بود گفت می‌خواهد از این شهر برود؛ به او گفتم «بمان! از همین‌جا که زمین خورده‌ای باید بلند بشوی».
  • «گندم از گندم بروید، جو ز جو»؛ این یک مثل اخلاقی‌ست، یعنی اگر بد کنی، عمل بد می‌بینی و اگر خوبی کنی عمل خوب می‌بینی؛ هرچیزی عکس‌العملی دارد.
  • کسی در زندگی موفق است که صبور باشد، قناعت کند و پشتکار داشته باشد؛ با داشتن این سه مولفه موفقیت صددرصد است.
  • مردم‌داری یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت است؛ مردم بدون این‌که از شما حقوق بگیرند، مدافع حقوقتان خواهند بود.
  • تو نیکی می‌کن و در دجله انداز/ که ایزد در بیابانت دهد باز
  • بودن در اجتماع، به رشد فکری کمک می‌کند.
  • احتمالات یک اصل مهم است.
  • محدودیت خلاقیت می‌آورد.
  • آدم‌هایی که نقاط قوت دارند اگر دچار غرور شوند، ضربه می‌خورند.
  • این‌که آدم وقتی حرکت می‌کند، ترمز هم داشته باشد، قدرت می‌خواهد.
  • آدمی هرکاری را باید با برنامه انجام دهد، نباید چشم‌بسته باشد.
  • اعضای خانواده باید پشتیبان هم باشند؛ نباید پنهان‌کاری کنند، به‌ویژه از نظر مالی.
  • ما از روستا آمدیم و فرزندان‌مان را فرستادیم آمریکا؛ این کاری بود که برای آن‌ها کردیم؛ اگر شما می‌خواهید برای بچه‌هایتان کاری بکنید، باید آن‌ها را بفرستید به کره‌ی ماه.
  • همواره دوست داشتم به اجتماع خدمت کنم.
  • هرچه اراده می‌کردم، خداوند کمک می‌کرد انجام می‌شد.
  • هرجا پای منافع شما در میان نیست، خوش‌بین باشید؛ جز این تردید کنید. این مطلب به‌ویژه در معاملات راهنمای بسیار خوبی‌ست. در معاملات باید قانون حاکم باشد، با نگاهی کاملا محافظه‌کارانه؛ در تنظیم قراردادها، باید تا حد زیادی با دیده‌ی تردید جلو رفت.
  • در کارهای گروهی، افراد باید به هم اعتماد داشته باشند؛ در این‌دست کارها باید اعتماد جمعی برقرار باشد.
  • به‌کارگیری خردِ جمعی در اداره‌ی غالب امور موثر و مفید است.
  • زود تصمیم نگیرید؛ فرصت مطالعه و تفکر برای خودتان فراهم کنید؛ این اولین اصل مهم در زندگی است. دومین اصل مشورت‌کردن است؛ فرقی نمی‌کند انسان چه‌قدر مدیر و متفکر و دانا باشد، باید در کارها با افراد خبره مشورت کند و از نظریات و تجربیات آن‌ها بهره بگیرد. مشورت باعث می‌شود فکر انسان بهتر کار کند؛ همچنین فرصت تفکر و مطالعه را هم فراهم می‌کند. سومین اصلی که در همه‌ی امور زندگی باید رعایت شود، صداقت است؛ در همه جای دنیا صداقت، راستی و امانت‌داری اهمیت بسیار دارد و همچنین بر دانش، توان‌مندی و زرنگی ارجح است؛ صداقت، اعتماد دیگران و در نتیجه موفقیت را در پی دارد. مبالغه باعث گمراهی دیگران می‌شود، بی‌اعتمادی آن‌ها را دامن می‌زند و انسان را بی‌اعتبار می‌کند؛ باید از آن پرهیز کرد. چهارمین اصل این است که اهداف انسان باید واقع‌بینانه باشد؛ یعنی باید برنامه‌ریزی‌هایش متناسب با ظرفیت‌هایش باشد.
  • در گفت‌وگو و ارتباط با دیگران با صدای بلند صحبت نکنید.
  • خبر یکدیگر را داشته باشید. از هم حمایت کنید. از هم بی‌جهت ایراد نگیرید.
  • همیشه واقعیت را بگویید، اما ملاحظه هم داشته باشید.
  • همیشه خیرخواه باشید.
  • منافع دیگران را در نظر بگیرید، همان‌طور که منافع خودتان را در نظر می‌گیرید؛ آبروی دیگران را در نظر بگیرید، همان‌طور که آبروی خودتان را در نظر می‌گیرید.
  • گذشت داشته باشید، فداکاری کنید و به همه احترام بگذارید، به‌ویژه به افراد خانواده.
  • طوری زندگی کنید که در درازمدت از عمل خود راضی باشید. انسان در طول زندگی گذشته‌اش را با خود به همراه دارد؛ برای این‌که در آینده پشیمان نشود، باید زندگی امروزش را تنظیم کند، اعمالش را تنظیم کند و راه راست را پی بگیرد. همیشه وجدان را در نظر بگیرید، خدا را در نظر بگیرید تا در وقت پیری از گذشته خجالت نکشید و از اعمالی که انجام داده‌اید سربلند باشید. من وقتی به یاد می‌آورم که در گذشته به کسی خدمت کرده‌ام، لذت می‌برم.
  • برخی مطالب که من می‌گویم، چیزهایی نیستند که فقط من بدانم و دیگران ندانند، همه بلندند، اما به کار نمی‌گیرند و هی می‌گویند حالا بعد حالا بعد حالا بعد؛ مهم این است که انسان، آن‌چه را که می‌داند درست است به کار بگیرد.
  • بدترین کار در یک خانواده پنهان‌کاری‌ست؛ زن از شوهر پنهان می‌کند، شوهر از زن و بچه‌ها از هردو. این رویه خطر بزرگی برای پیشرفت خانواده است، باعث می‌شود اعتماد افراد از هم سلب شود؛ وقتی اعضای یک خانواده به یکدیگر بی‌اعتماد شوند، رشد خانواده متوقف می‌شود. اگر این رفتار در خانواده آغاز شود، می تواند رفته‌رفته به عادت تبدیل شود و این بسیار خطرناک است، چون باعث می‌شود صمیمت جای خود را به شک بدهد؛ همه به هم مشکوک می‌شوند.