از کپنهانگ رفتیم ژنو؛ بنا بود آنجا را از جهت آبرسانی بازدید کنیم؛ این موضوع برای من اهمیت زیادی داشت. آب شهر ژنو از یک دریاچهی آب شیرین تامین میشود که نزدیک شهر است، در مسافتی مثل کرج تا گچسر. دریاچهی ژنو وسعت زیادی هم دارد، پهنایش حدودا دهکیلومتر است؛ ما با کشتی تا آخر دریاچه رفتیم و سیستم آبرسانی را بازدید کردیم. من از میزان آلودگی آب پرسیدم؛ آنها آب را از عمق هشتمتری برداشت میکردند که آلودگی کمتر باشد؛ جز آن هر ساختمان یک سیستم تصفیه آب دارد و هرکسی که آنجا ساختمان میسازد، باید این را رعایت کند. بعد پرسیدم «زمانی که هوا گرم میشود و آب بیشتری نیاز است چه میکنید؟» مقام مسئولی که همراه ما بود، توضیح داد «ما چاههای متعدد داریم که حکم ذخیره را دارند؛ از آنها استفاده میکنیم». ما این طرح را در کرج پیاده کردیم؛ البته اجازه نمیدادند، باید بر اساس سهمیهای که داشتیم چاه میزدیم؛ از طرفی کسری آب تهران را هم از کرج تامین میکردند و ما تابستان دچار کمآبی میشدیم؛ آن را از چاهها تامین میکردیم.