یکی شبیه خودمان

در سال ۱۳۴۸ بنا بود کنفرانس بین‌المللی شهرداری‌ها در وین برگزار شود. وزارت کشور پیشنهاد کرد افرادی هم از انجمن‌های سراسر ایران به آن کنفرانس بروند و شهرهای اروپا را ببینند؛ قرار بر این بود که موجبات این کار را وزارتخانه فراهم کند، اما هزینه‌ی سفر را خودمان بدهیم. سازمانی برای این کار در وزرات کشور تشکیل شد؛ در آن‌جا هزینه‌ی این سفر را بیست‌هزارتومان برای هرنفر محاسبه کردند. من اعلام آمادگی کردم و این رقم را پرداختم. از مجموع انجمن‌ها هجده‌نفر جمع شدند، ویزا صادر شد و پرواز کردیم به اتریش؛ شهردار تهران و وزیر کشور هم حضور داشتند. کنفرانس حدودا یک‌هفته طول کشید؛ آن‌جا هرکسی تجربیات خود را مطرح می‌کرد، این‌که در چه اموری موفق شده است و این‌ها؛ در واقع به نوعی مبادله‌ی فکری می‌شد و این خیلی مفید بود.

در وین اتفاق جالبی برای من افتاد؛ در محدوده‌ای که آن مراسم برگزار می‌شد، ساختمان‌های بزرگ بسیاری بودند که وسطشان تعدادی پارکینگ بود و از این‌جهت همه شبیه به هم بودند. من آدرس را فراموش کرده بودم با خودم ببرم و گم شدم؛ از هرکه می‌پرسیدم نمی‌توانست کمک کند، چون نه من زبان او را بلد بودم و نه او زبان من را؛ خلاصه در همین اثنا کسی را دیدم که شبیه ایرانی‌ها بود؛ رفتم جلو، سلام کردم و جریان را گفتم؛ عضو انجمن شهر استانبول بود و کمی فارسی می‌دانست، من هم ترکی بلد بودم؛ او آدرس را می‌دانست و بالاخره با هم رفتیم آن‌جا؛ انجمن شهر وین ساختمان بزرگ و زیبایی داشت؛ آن‌جا عکس یادگاری هم دارم.

شهر وین، اگرچه شهر کوچکی‌ست، دیدنی‌های بسیار دارد، مثلا تعداد زیادی پارک؛ وین نهصد پارک دارد. از دیدنی‌های دیگر آن‌جا یک کانال آب است که از وسط شهر می‌گذرد؛ دو طرفش را خیابان کشیده‌اند، یکی برای رفت و دیگری برای برگشت؛ بعد از خیابان‌ها هم پارک است. من از این طرح خیلی خوشم آمد و فکر کردم می‌شود مشابه‌اش را در حوالی رودخانه‌ی کرج (پارک چمران) ساخت؛ به نظرم رسید اگر ما رودخانه را در حوالی پارک بند‌بند کنیم که آب بایستد و جمع شود، می‌توانیم قایق‌رانی هم در آن دایر کنیم؛ آن‌جا می‌توانست محیط خوبی برای گردشگری باشد. این طرح را به دکتر همایون پیشنهاد دادم و او هم نظر مثبت داشت؛ شورای شهر هم تصویب کرد و مقدماتش فراهم شد، اما اداره‌ی رودخانه موافقت نکرد؛ تصویب این طرح مشروط به موافقت آن‌ها هم بود؛ سوال این بود که چرا طرح به این خوبی را تصویب نمی‌کنند؛ خلاصه معلوم شد، یکی از وابستگان دربار که در سد کرج بساط قایق‌رانی دارد، مخالفت کرده و طرح به نتیجه نرسیده است. بعد از اتمام کنفرانس باید شهرهای دیگر را بازدید می‌کردیم، هرکدام را به یک منظور؛ مثلا بازدید از رُم با موضوع آثار باستانی بود؛ لندن را از جهت جمع‌آوری و معدوم‌کردن زباله بازدید کردیم و ژنو را با موضوع آب‌رسانی.